امیرحسین رحمتی

شاید بهتره بگم تغییر دنیام باعث شد ..؛ داستان من از اونجایی شروع میشه ک از مدرسه نمونه دولتی در راهنمایی به مدرسه شاهد در دبیرستان اومدم و این یعنی اولین شکستمو تو سال نهم خوردم .. قبول نشدن تو آزمون نمونه و تیزهوشان.! اونموقع زیاد متوجه اهمیت این موضوع نبودم ولی همین تغییر مسیر تو زندگیم باعث شد از فضای درس خوندن دور بشم. نه اینکه مدرسه ام بد بوده باشه نه!! ولی بچه های مدرسه شاهد تو اون دوره زیاد به فکر کنکور و برنامه ریزی یا بهتره بگم آیندشون نبودن.! و صرفا به عنوان رفع تکلیف میومدن مدرسه. و از اونجایی ک من یک نوجوونی بیش نبودم و اقتضای زمان باعث میشد منم دلم بخواد مث بقیه باشم همین قضیه رو من هم تاثیر گذاشت ب طوری ک یواش یواش مسیرم به سمت جاده خاکی منحرف شد تا در نهایت سال یازدهم افتادم تو دره...! آره :| دوسال از زندگیم بدون هیچ حرکتی واس آیندم گذشت و من موندمو یه گلیمی ک رفته بود ته دریا.؛ تابستون دوازدهم اومد و مث بقیه بچه ها تو جَو کنکور رفتم و تو انواع کلاس ها ثبت نام کردم ریاضی فیزیک زیست... اما چ سود وقتی نمیدونم برا چی دارم درس میخونم. به خاطر حرف های دیگران یا واقعن به خاطر خودمه؟!!! آیا حاضرم برای رسیدن به یک هدف تموم سختی هاشو ب جون بخرم و هر کاری ک لازمه انجام بدم؟! همینجور گذشت (اینجاست ک میگن خدا همیشه حواسش بهت هس)آدم های بهتری وارد مسیرم شدن و باعث شدن به این درک برسم تو این (بازی) زندگی باید گلیم خودتو از آب بکشی بیرون. هیچ کس واست این کارو نمیکنه.! اینجا بود ک واس خودم ی هدف انتخاب کردم=>> پزشکی شاید بگین چرا این همه رشته بود واس انتخاب چرا یکدفعه فیلم هندیش کردی. این برمیگرده به یکی از طرز فکرام *ک اگه میخای ب یک هدفی برسی واس سخت تر از اون خودتو آماده کن* من گفتم پزشکی ک اگ نشد حداقلش پیراپزشکی رو قبول بشم. هدفمو انتخاب کردم ولی هنوز ی جای کار میلنگید تلاشم. ک اصلا با هدفم جور نبود و میدونستم اینطوری نمیتونم بهش برسم. گذشت و گذشت (هنوز تو تابستونیم ولی) ی بعدازظهری داشتم میرفتم به سمت کلاسم. ک روی دیوار کلاسم نوشته بود *برای رسیدن به چیزهایی ک تاحالا نداشتی باید کارایی کنی ک تاحالا نکردی* خیلی منو به فکر فرو برد حتی سرکلاسم هم به این قضیه فکر میکردم. ک چ کارایی واس رسیدن بهش کردم؟! چ تغییری توی روش زندگیم دادم برای اینکه بهتر بتونم بهش برسم؟! --آیا من لیاقت رسیدن به این هدف رو دارم یا نه؟! ی دبیری داشتم ی حرف قشنگی میزد میگفت برای اینکه ی چیزی بشی باید از قبلش اون چیز باشی!!!!!! ینی مثلا برای اینکه یک پزشک بشی باید همین الانشم مثل یک پزشک باشی. کسی ک همه کاراش رو برنامه ریزیه و برای اینکه یک پزشک خوبی باشه حاضر هر فداکاری رو انجام بده... هر فداکاری ای!! حالا من از تو میپرسم آیا تو حاضری از همین الانشم هر فداکاری ک لازمه انجام بدی تا یک پزشک خوب بشی یا نه؟! برگردیم به داستان خودم شاید بهتره بگم همون ی جمله دنیامو عوض کرد همونجا بود ک تصمیم گرفتم جدی تر تلاش کنم تایم مطالعه ام رو به بالای ۱۳ - ۱۴ ساعت رسوندم و تستامو دو تا سه برابر قبل کردم. سال دوازدهم رو با تموم پستی و بلندی هاش گذروندم ولی متاسفانه تو کنکور اون نتیجه ای میخاستم رو نگرفتم رتبم شد 9000 خیلیا بهم گفتن بزن برو. نمیتونی. سال دوم نشستن خطرناکه. با آمار باهام حرف میزدن ک اکثر کسایی ک موندن رتبشون بدتر شد ب خاطر فشار هایی ک روشون بوده. ولی من تصمیممو گرفته بودم میخام بمونم برا سال بعد.! کار برام سخت شده بود به خاطر فشار ها و انتظار هایی ک ازم داشتن ولی من به خودم قول داده بودم که باید امسال بهش برسم روش درس خوندنم رو بهتر کردم و اشتباهات سال گذشتم رو درست کردم. تا اینکه ۱۳ تیر ماه سال 1400 کنکور دومم رو هم دادم و نتیجش شد 1800 منطقه ۲ :) شاید من با ی جمله دنیامو عوض کردم. ولی اینو میخام بهت بگم منتظر هیچ چیز و هیچ کس نباش تا برات معجزه کنه همین الان پاشو دنیاتو عوض کن..!! . . هنوز نشسته ای که..!
به مشاور نیاز دارید؟
با ما تماس بگیرید
تحصیلى
شخصیتى
مشاوره اى
بیوگرافی امیرحسین رحمتی

من از شهریور بعد کنکورم وارد دنیای مشاوره شدم و از اون موقع تا الان تو موسسه های مختلفی مشاوره دادم و خداروشکر تا الان تونستم پا به پای دانش آموزام پیش برم و با تلاش خودشون به نتایج خوبی دست پیدا کنیم.
یکی از دلایل اصلی ک مشاور بودن رو دوست دارم اینه ک بتونم تو این مسیر سخت یکم از استرس و فشار وارده به بچه ها رو کم کنم و یکم حال خوب بهشون بدم.
الانم این فرصت پیش اومده تو این موسسه با شما بچه ها هم صحبت بشم و با هم این بخش از زندگی رو پشت سر بزاریم.
قبولى هاى کنکور مشاور امیرحسین رحمتی
آنچه در این مقاله میخوانید
نظرات کاربران
هیچ نتیجه ای یافت نشد!
نظری برای این دانش آموز ثبت نشده است